|
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386 22:25 توسط اسیر |
میخوام تا همیشه برایت بنویسم بنویسم دستهایم تشنه دستها و دلم تشنه آغوش توست بنویسم دل بی کرانت به وسعت خوابیست که دنیا در آن غرق شده نوازش تو همچنان بر گلبرگ گلهای زندگی ام باقیست آه... آه... آه... ای کاش دنیا به قدر گوشه ای از معرفت تو را داشته باشد ای کاش دل مردمانش به اندازه یک کوچه دلتنگی های تو بود ای کاش ... هر وقت دل تنگ میشم به یاد روزهای خوش زندگی ام می افتم روزهایی را که تو در آن نقش بستی روزهایی را که بدون تو معنایی نداشت روزهایی را که از بودن با تو افتخار می کنم ... در این دنیا به جز دل پیله بسته ای که هر گوشه آن را بغض گرفته دیگر ندارم دوستت دارم اما نمی توانم تقدیمت کنم دیگر دوست ندارم تو هم به درد دل من مبتلا بشی ... با تمام وجود می گویم دوستت دارم + نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386 15:30 توسط اسیر |
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386 21:56 توسط اسیر |
|
| ||||||