تبليغاتX
دیدن برق نگاهت...... واسه من عمر دوبارست

دیدن برق نگاهت...... واسه من عمر دوبارست

 

تقاص گریه هات رو حالا از کی می گیری ؟؟؟

 

واسه چی؟ مگه من چی کار کردم؟ الو !!! الو !!! الو !!!

 

التماست می کردم برای آخرین بار

گفتم نرو عزیزم  نگو خدا نگهدار

فقط گفتی یک کلام فراموشم کن ای یار

برو واسه همیشه برو خدا نگهدار

                  ..................

جور دلت اومد تو  ساده ازم گذشتی

رفتی با یک غریبه رفتی تنهام گذاشتی

آخه بگو بی وفا رسمش نبود که بری

نگفتی من میمیرم  چرا ازم گذشتی

خواستی به پات بیافتم آره به پات افتادم

غرورم رو شکستی هیچی بهت نگفتم

چه شبهایی که تا صبح واست گریه می کردم

تقاص گریه هام رو حالا از کی بگیرم

التماست می کردم برای آخرین بار

گفتم نرو عزیزم نگو خدا نگهدار

فقط گفتی یک کلام فراموشم کن ای یار

برو واسه همیشه برو خدا نگهدار

خواستی به پات بیافتم آره به پات افتادم

غرورم رو شکستی هیچی بهت نگفتم

چه شبهایی که تا صبح واست گریه می کردم

تقاص گریه هام رو حالا از کی بگیرم     

 

                               *** تقدیم به الهه و پری ناز عزیزم ***

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 19:4 توسط اسیر |


 

دیروز هوا خیلی سرد بود. به دلایل زیادی از جمله تنبلی و هوای مطبوع خانه و بخاری گرم پای اینجانب رمق بیرون رفتن از خانه را نداشت.

این هم تصاویری از برفها که به خاطر اینکه از پشت پنجره ی خانه گرفته شده کیفیت بالایی ندارند.

خوب این هم از اول زمستونمون. اولش که با تعطیلی شروع شد.تا ببینیم آخرش به کجا ختم می شه.

خداییش من که حوصله ی برف رو ندارم. اخه نمی تونم از خونه برم بیرون

البته وقتی زمین سفید هست دلت می خواد روش راه بری و صدای برفها رو که زیر پاهات با بی رحمی له می شن بشنوی.البته باید خیلی تمرکز داشته باشی تا صدای له شدن برف رو بشنوی.دلم  می خواد روی برفها راه برم و به گذشته و آینده ی زندگیم فکرکنم.

به نظر من برف یعنی پاکی.ادم سالی یک بار باید خونه ی دلش رو پاک و سفید بکنه مثل برف.

نظر شما چیه؟

طبق معمول همیشه:

موید باشید.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 22:52 توسط اسیر |


ای کاش میشد مثل دو تا برگ زرد توی پاییز زندگی رها شد

 و سرنوشت را به دست باد

. . .

           

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386 22:20 توسط اسیر |


 

 

+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 0:5 توسط اسیر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شویم
مرگ آن است که از خاطره ها محو شویم

.......................................
اى زندگى من خسته ام تا كى سكوت؟
تاكى عذاب؟

اى لحظه ها من از شما سر خورده ام
تركم كنيد.

اى روز و شب من آدمى دل مرده ام
تركم كنيد.

من تا گلو در حسرتم افسرده ام
تركم كنيد.

از وحشت فرداى خود آزرده ام
تركم كنيد
تركم كنيد
.......................................

یا رب نگاه کسی به کسی آشنا نکن
گر می کنی کرم کن و از هم جدانکن


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

انجمن
جهان آلپلود (فایل تصویری-فلش-فشرده)
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

مرداد 1388

اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386


آرشیو موضوعی

عشق
شخصی
عمومی
عکس
علمی


پیوندها

روزگار
1 عمراني
پسر آفتاب
بد اخلاق
داستان من و تو
پرستوووو
عقرب سفيد
ويلاي عشق
آشنايي با يك دوست
سال های بلند من بی تو
اشکها و لبخندها


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS