|
دلم براي SloveM تنگ شده.چند و قته كه كم پيدا شده و من نمي دونستم كه كجاست تا اينكه امروز فهميدم داره مي ره كارورزي. يه مدت با SloveM زندگي كردم ولي بعد از چند سال فهميدم دلم اسيرش شده.SloveM كي بود؟ خودم هم نمي دونستم.دنبالش گشتم تا پيداش كردم.امتحانش كردم و ديدم اين فردي هست كه من توي زندگيم بهش احتياج دارم. يك سال هم با asire-dell زندگي كردم. حالا بايد چي كار كنم.حالا بايد با deadlylove زندگي كنم.ولي نمي تونم.دلم نمياد اون رو تو وجودم از بين ببرم. کی می تونه بعدها جاي اون چهره دوست داشتني رو كه من دوستش دارم بگيره؟ يعني با ابراز محبت اون غریبه من مي تونم مهدي رو فراموش كنم؟ پس دوشت داشتنم چي مي شه؟ ولي من كه مي دونم دوستش دارم . يعني اگه بهش نرسم به احساسي كه نسبت به مهدي داشتم شك مي كنم؟ يعني بايد به خودم الکی بقبولونم كه دوستش نداشتم يا اينكه اين رسم زندگيه؟
دنيا را بد ساخته اند كسي را كه دوست داري دوستت ندارد كسي كه تو را دوست دارد تو دوستش نداري اما كسي كه تو دوستش داري و او هم دوستت دارد به رسم و آيين زندگاني به هم نمي رسند و اين رنج است زندگي يعني اين. (شريعتي جان آخه اين هم حرف بود كه تو زدي. مدام اين افكار در ذهن من غوطه ور هستند و من هر شب بدون اينكه قانع بشم و به نتيجه اي برسم به خواب مي رم. روزگاز بد جور داري با من و احساس من بازي مي كني.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 22:35 توسط اسیر |
|
| ||||||